(بسم الله الرحمن الرحیم)

سوال :قیام امام حسین(ع) چگونه موجب انقراض بنی امیّه شد؟

قیام امام حسین(ع) چگونه موجب انقراض بنی امیّه شد؟

  

پاسخ : بررسى تاریخ حكومت بنى امیّه به خوبى نشان مى دهد كه حكومت كوتاه هشتاد ساله آنها، جز در سال هاى محدودى، مملوّ از مخاطرات، نابسامانى ها، درگیرى ها، مشكلات عظیم و جابجایى هاى سریع بود.

 

در این مدّت كه تقریباً برابر عمر طبیعى یك انسان است. چهارده نفر از آل ابوسفیان و آل مروان زمام حكومت را یكى پس از دیگرى در دست گرفتند كه بعضى از آنها حكومتشان فقط حدود یك، یا چند ماه و بعضى فقط هفتاد روز بوده است. طولانى ترین حكومت، حكومتِ «عبدالملك» بود كه حدود بیست سال به طول انجامید و شاید علّتش این بود كه به توصیه هاى «حجّاج» گوش نداد و دست از خونریزى «بنى هاشم» كشید.(1)

 

در واقع بنى امیّه پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) روى آرامش به خود ندیدند، همواره با قیام ها و نهضت هاى خونینى مواجه بودند كه مایه اصلى همه آنها خونخواهى امام حسین(علیه السلام) بوده است.

 

جنبش ها یكى پس از دیگرى از گوشه و كنار شكل مى گرفت و توده هاى مختلف مردم را حول شعارهایى چون «یالَثاراتِ الْحُسَیْنِ» و «اَلرِّضا مِنْ أَهْلِ الْبَیْتِ» و «اَلرِّضا مِنْ آلِ مُحَمَّد(صلى الله علیه وآله)» كه سكّه رایج آن روزگار بود، جمع مى كرد و هر از چندى، قسمتى از قلمرو حكومت بنى امیّه از سیطره آنان خارج مى شد. عراق، حجاز، شام و بالاخره خراسان در تب و تاب این انقلاب ها مى سوخت.

 

به واقع شهادت مظلومانه امام حسین(علیه السلام) و فرزندان پیامبر(صلى الله علیه وآله) خطّ بطلانى بود بر چهل سال تبلیغات مسموم بنى امیّه كه با نیرنگ و فریب، خود را دولت اسلامى جا زده بودند.

 

حماسه امام حسین(علیه السلام) چهره اسلام واقعى را به مردم نشان داد و نقاب از چهره دروغ گویان اموى برداشت و نامشروع بودن سلطنت آنان را به اثبات رساند.

 

بررسى تاریخ آن قیام ها بیان گر این واقعیّت است كه توده هاى مردم آن روزگار به هیچ شعارى جز خونخواهى امام حسین(علیه السلام) و انتقام از بنى امیّه، وقعى نمى نهادند. حتّى عبّاسیان كه آخرین ضربه را بر آل ابوسفیان وارد آورده بودند در پناه همین شعار به مقاصد خویش رسیدند و بر مركب خلافت سوار شدند.

 

به شهادت تاریخ، اوّلین جرقّه قیامى كه به «قیام عبّاسیان» شهرت دارد، در سال 132 هـ توسّط گروهى از شیعیان به رهبرى ابومسلم خراسانى در خراسان زده شد. آنان به قصد انتقام از بنى امیّه كه ننگ فاجعه كربلا را در پرونده سیاه خویش داشتند، شوریدند و با شعار «اَلرِّضا مِنْ آلِ مُحَمَّد(صلى الله علیه وآله)» پا به میدان مبارزه گذاشتند، ولى بنى العبّاس (شاخه اى از بنى هاشم) از غفلت و ناآگاهى مردم در شناختِ مصادیق واقعى اهل بیت، احساساتِ به هیجان آمده شیعیان را به نفع خود مصادره كردند؛ ولى به یقین مؤثّرترین عامل پیروزى آنان در قلع و قمع كردن بنى امیّه، همان شعار خونخواهى امام حسین(علیه السلام) و شرح مظلومیّت خاندان آن حضرت بوده است. آنان با انتخاب این شعار، آتش خشم مردم را بر ضدّ بنى امیّه برافروختند و سرانجام بساط حكومت ننگین بنى امیّه را برچیدند.

 

به نقل «ابن ابى الحدید» هنگامى كه سر بریده مروان آخرین خلیفه اموى را نزد «ابوالعبّاس سفّاح» ـ نخستین خلیفه عبّاسى ـ آوردند «ابوالعبّاس» سجده اى طولانى به جا آورد و آنگاه سر از سجده برداشت و خطاب به سر بریده «مروان» گفت: «خدا را سپاس مى گویم كه انتقام مرا از تو و قبیله ات گرفت و مرا بر تو پیروز كرد».

 

آنگاه افزود: «اینك دیگر باكى از مرگ ندارم زیرا من با كشتن دو هزار تن از بنى امیّه، انتقام خون حسین(علیه السلام) را گرفتم».(2)،(3)

 

---------------------------------------------

  • (1). مراجعه شود به : پیام امام، ج 6، ص 418 و ج 3، ص 594، ذیل خطبه 87.
  • (2). شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 7، ص 130 ; همچنین مراجعه شود به : مروج الذهب، ج 3، ص 257.
  • (3). گردآوری از کتاب: عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، ص684.
  • شفقنا