ما اهمال در مراعات شما نکرده ایم و یاد شما را فراموش ننموده ایم، و اگر این نبود؛ هر آینه به شما بلای سخت نازل می شد، و دشمنان شما را مستأصل می کردند، پس بپرهیزید از خداوند و تقوا پیشه کنید، و ما را در بیرون آوردن شما از فتنه ای که بر شما مشرف شده است، یاری کنید."

 

 

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

 

 

 


حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه در ضمن نامه ای به عثمان بن حنیف – عامل ایشان در بصره- نوشته اند:
" آگاه باشید! همانا از برای هر کسی باید امام و پیشوایی باشد که در اعمال و احوال خود از او پیروی کند و به روشنایی نور علم او هدایت بیابد.
آگاه باشید! همانا امام و آقای شما به تحقیق از دنیای خود و از زینتهای آن به دو جامه کهنه و از طعام آن به دو قرص نان اکتفا و قناعت کرده.
آگاه باشید! همانا شما توانایی بر این نوع قناعت ندارید، ولکن مرا با اجتناب از آنچه حرام است و به کوشش در فرائض و واجبات الهی و به کفّ نفس از حاجت و تملّق از اهل دنیا و به سعی دز آنچه راه صحیح و درست است یاری کنید."

در کتاب "کافی" از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت شده که حضرت فرمود:
" ما را به اجتناب نمودن از محارم الهی یاری نمائید، پس همانا هر کس خداوند عزّوجلّ را با حال ورع ملاقات نماید، برای او نزد خداوند فرج کامل از شدائد است، به درستیکه خداوند در کلام مجید می فرماید: کسانیکه خدا و رسول او را اطاعت نمایند؛ پس اینان با کسانی که در جوار قرب الهی و رحمتهای خاصّه او در بهشت که خداوند بر آنها انعام فرموده است از نبیّین  و صدیقین و شهداء و صلحاء ساکن خواهند بود."

در کتاب " کافی" از حضرت صادق صلوات الله علیه روایت شده است که فرمود:
"همانا شیعیان علی صلوات الله علیه شکم های خالی و لبانی خشک دارند – یعنی از جهت شدّت گرسنگی و زیادی روزه داری- و آنان اهل رأفت و علم و بردباری هستند، و آنان به شدّت اعراض از اهل دنیا و از احوال و اعمال آنها شناخته می شوند، پس برای محافظت از آنچه بر آن هستید از ولایت اولیاء معصومین و ائمه طاهرین (علیهم السلام) با اجتناب نمودن از محارم الهی و کوشش زیاد در انجام واجبات کمک و یاری کنید."

در ضمن جمله ای از توقیع حضرت صاحب الأمر صلوات الله علیه رسیده که می فرماید:
" ما اهمال در مراعات شما نکرده ایم و یاد شما را فراموش ننموده ایم، و اگر این نبود؛ هر آینه به شما بلای سخت نازل می شد، و دشمنان شما را مستأصل می کردند، پس بپرهیزید از خداوند و تقوا پیشه کنید، و ما را در بیرون آوردن شما از فتنه ای که بر شما مشرف شده است، یاری کنید."

و اما حکمت اینکه چگونه با تقوا و ورع ، یاری امام زمان (عج) حاصل می شود این است که: منظور از نصرت و یاری کسی ، همراهی با او در رساندن نفعی به او یا دفع ضرری از او است، و هر کدام از اینها هم  ممکن است نسبت به جان او یا به عرض و آبروی او یا نسبت به اهل و اولاد یا مال یا متعلّقین او باشد، و باز هر کدام از اینها ممکن است در امور دنیوی یا اخروی باشد.

 

عناوین تقوا که مؤمن با آنها حضرت را یاری می کند:

مؤمن در تحصیل تقوا ؛ با چند عنوان امام را نصرت و یاری می نماید که در هر کدام نفعی است نسبت به وجود مبارک امام علیه السلام.


عنوان اول: از بزرگترین و مهمترین اموری که آن حضرت از جانب خداوند دارند، هدایت بندگان و ارشاد آنها به سوی خیر و صلاح است، تا آنکه در طریق حق ثابت قدم بوده و از اهل آن بشوند.
پس هرگاه انسان یک نفر از بندگان را هدایت و ارشاد کند تا آنکه از اهل خیر و صلاح شود، اگر چه در واقع ، رسیدن او به درجه و رتبه صلاح از افاضه خود ایشان از جانب خداوند می باشد، اما به همان مرتبه ظاهری که انسان در هدایت او وسیله شده است، امام را یاری کرده است، و در این امر فرقی نمی کند که انسان دیگری را ارشاد و هدایت به صلاح و تقوا نماید یا خودش را اصلاح نموده و با تقوا شود، پس خود او هم یکی از آنهاییست که امام باید او را به خیر و صلاح هدایت و ارشاد فرمایند.
و چون تقوای واقعی چه ظاهری و چه قلبی موقوف به تحصیل معرفت و علم به دستورات ائمه اطهار  (علیهم السلام) – دستوراتی که در بیان حقیقت تقوا و وظائف و آداب آن است- و به تبعیت و پیروی و عمل به آن دستورات است؛ روشن است که این معرفت و عمل و تبعیّت ، با احیاء امر ائمه اطهار و احیاء اخبار و احادیث آنها و تضییع نشدن اوامرشان نسبت به این بنده متّقی ، و ابقاء و اظهار آن اخبار حاصل شده و تحقق پیدا می نماید.
و این احیاء و ابقاء از بزرگترین و مهمترین اقسام نصرت نسبت به امام است که مورد رضایت و محبوبیت ایشان بوده و تأکید زیادی به آن شده است.

عنوان دوم: آنکه در مقام هدایت، هدایت عملی چندین برابر هدایت گفتاری مؤثر است و اثر واقعی دارد، بلکه هدایت گفتاری بدون هدایت عملی چندان اثری پیدا نمی کند، پس هر گاه کسی اهل تقوا شد همان آثار ظاهری تقوای او موجب تنبّه و تذکّر و هدایت دیگران است.


عنوان سوم: آنکه هرگاه مومن واقعا به صفت تقوا متّصف شد و آثار کمال از او ظاهر گردید، این موجب عزّت و شرف امام است، چنانچه وارد شده " کونوا لنا زیناً و لاتکونوا لنا شیناً "
واضح است که کمال فرزند موجب عزّ و شرف پدر است، و کمال عبد موجب عزّ و شرف مولی است، و کمال مصاحب و دوست – و هرچه متعلقات انسان باشد - موجب شرف و عزّ انسان است، و همه این انتسابات مابین امام و مومنین ثابت است.

عنوان چهارم: آنکه مراتب تقوای واقعی بر آن وجهی است که از ائمه اطهار وارد شده است، بنابراین؛ چنانچه هر شخص مومن واقعاً در پی تحصیل تقوا باشد، حتما باید افعال و اقوال آنها را کاملا تبعیت نماید و در این تبعیت و پیروی، تسلیم شدن به امر آنها و و تعظیم شأن جلیل آنها حاصل می شود.و این امر نسبت به ظاهر گردیدن مقام رفیع آنها نصرت و یاری کاملی است.

عنوان پنجم:  آنکه بنده بواسطه اتصاف به وصف شریف تقوا در زمره اولیاء و شیعیان واقعی آنها داخل خواهد شد، و همین دخول در زمره دوستان و اولیاء آنها – که موجب زیادتی عدد آنهاست- نصرتی آشکار است، و این نصرت نسبت به عزّ و شرف آنها است و مؤیّد این هم حدیث نبوی است که فرمود:
" تناکحوا و تناسلوا تکثروا فإنّی اُباهی بکم الاُمم یوم القیامة و لو بالسقط"

عنوان ششم: وجود اهل تقوا در هر مکانی و مجمعی موجب رفع بلا و نزول رحمت است، ولو اینکه اهل آن مکان مستحق عذاب و بلا باشند، به طوری که اگر وجود آنها نباشد بلا نازل می شود.
و این عنوان نصرت کاملی است نسبت به امام در مقام ظهور آثار وجود مبارکش، چرا که همه فیوضات الهیه به یمن وجود مبارک حضرت ولی الله نازل و مقدر می شود، و این فیوضات از طرف آن حضرت در هر مکانی و مجمعی بخاطر وجود شیعیانشان که از اهل تقوا می باشند، افاضه می شود. که اگر تقوای آنها نباشد، اعمال قبیحه دیگران مانع از ظهور آن آثار می شود، پس افراد متقی بواسطه ی تقوای خود امام را در افاضه ی این فیوضات یاری می کنند.

عنوان هفتم: آنکه تقوا یاری است نسبت به آن حضرت در مقام دفع ضرر از متعلقانشان – یعنی جهّال از دوستان ایشان- به خاطر آنکه گفتیم اگر اهل تقوای از دوستان و شیعیان نباشند، بلا و نقمت بر غیر آنها وارد می شود.

عنوان هشتم: آنکه هرگاه بنده مومن تقوای حقیقی پیدا کرد و به درجه کمال رسید، خداوند متعال بعضی از کرامات را در برخی از مواقع از آنها ظاهر می فرماید، و هر گاه مردم کراماتی را از شیعیان حضرت ولی الله علیه ظاهر می شود، دیدند، موجب کمال و استحکام عقیده و معرفت و محبت آنها نسبت به وجود مبارک آن حضرت می شود.

بنابراین این نصرت است هم نسبت به عزّ و شرف ایشان که هم در نظر اخیار و هم در نظر اغیار ظاهر می شود، و هم نصرت است برای متعلقان و دوستان ایشان، زیرا موجب ثبات و بقاء آنها در طریق ولایت آنها و صراط مستقیم حق است.

عنوان نهم: آنکه هرگاه بنده مومن واقعاً اهل تقوا شد محل وثوق و اعتماد مابین بندگان می شود، و به این سبب هر چه بگوید یا خبر دهد مورد اطاعت واقع می شود. پس تقوای او نصرت است نسبت به احیاء و ابقاء احادیث و اخبار ائمه معصومین علیهم السلام.
و همچنین موجب نشر فضائل آنها و تقویت قلوب مردم در معرفت و محبت ائمه علیهم السلام  بوسیله این احیاء و انتشار که از اثر تقوای او است؛ می شود، حتی آنکه در حق بعضی از بزرگان و موثّقین از اصحاب این مضمون وارد شده است که: " لو لا هؤلاء لاندرست آثارنا"

عنوان دهم: آنکه تقوای مومن نسبت به شیعیان و دوستان امام در امر آخرت آنها نیز نصرت و یاری است. زیرا بواسه اعتماد و وثوق به آنها – یعنی به اهل تقوا- به فیض جماعت آنها در نماز فائض می شوند.

عنوان یازدهم: آنکه تقوای مومن نصرت است نسبت به ولی الله در امر دنیا ی شیعیان و دوستان ایشان ، زیرا بواسطه اعتماد به قول آنها در امر نکاح و طلاق و شهادات و امثال این امور، امور دنیوی آنها نیز منظم می گردد.

عنوان دوازدهم:  آنکه تقوای مومن یاری است نسبت به ظهور مراتب شئونات و کمالات حضرت ولی الله در قلب خودش . زیرا تقوای حقیقی وقتی محقق می شود که ما بین تقوای ظاهری و قلبی جمع شود،  و هرگاه قلب به وسیله وصف تقوا از رذائل –که اصل و عمده آن حب دنیا است- پاک شد، دل منوّر می شود، همچون چشمی که باز شده و نور خورشید و جلال او را دیده و به کمال او عارف شود، دل مومن متقی بینا می شود،  و به جلال و کمال امام عارف و بصیر می گردد، و مرتبه نورانیت ایشان در نزد او ظاهر می شود و قلب او نسبت به جلال و مقام رفیع ایشان خاضع و خاشع می شود.

و این عنوان هم نصرت قلبی و هم نصرت جسمی می شود، بر حسب آنچه در تحصیل اسباب تقوا سعی می کند تا آنکه موجب بصیرت و نور قلبی شود.
بلکه بنابراین عنوان؛ علاوه بر آنکه تقوای حقیقی سبب ظهور مراتب کمالیه آنها در قلب خود او می شود، وسیله ظهور این مراتب از برای دیگران نیز می شود، به خاطر آنکه در بعضی از اخبار وارد شده است:
" هرگاه قلب به تقوای از حب دنبا و آثار آن متّصف شد، پس خداوند بر زبان او کلمات حکمت را القاء می کند، که حسن کلمات موجب تعجب شنوندگان می شود."

عنوان سیزدهم: آنکه تقوای مومن نسبت به حقوق و اموال نصرت است، زیرا هرگاه بنده واقعا با تقوا شد، پس آنچه از حقوق واجبه مالیّه امام به او تعلّق گیرد – که در امر خمس واجب می شود – در هر موردی که به رضای آن حضرت قطع پیدا کند، انفاق می نماید.

عنوان چهاردهم: از آثار تقوا ، هیبت و عزّت الهی است که در حال مومن ظاهر می شود و در دل منافقین و اشرار تأثیر می کند که از او خائف و ترسان می شوند، پس بسا باشد به این سبب، منکرات دفع شود،  و حدود الهی اقامه گردد،  و شرّ اشرار و فسّاق از اخیار می شود. و همه اینها نصرت و یاری امام  در امر دین است.

عنوان پانزدهم: آنکه از جمله شئونات و مقامات رفیعه امام – که آثار و برکات آن به شیعیان ایشان و دوستانشان اختصاص دارد- دعا و شفاعت آنحضرت است. که به این وسیله خداوند اعمال آنها را قبول فرموده،  و نقصان آن اعمال را اصلاح،  و از سیّئات آنها عفو می فرماید، که اگر شفاع و دعای ائمه اطهار در حق اولیائشان نباشد، هر آینه دنیا و آخرت در سختی ها و نقمات الهی هلاک خواهند شد. و از ثوابهای آن اعمال و حسنات محروم خواهند شد.

تأثیر دعای امام در اعمال صالح دوستانشان چنین است که دوستان حضرت در مقام عبادت و اهتمام در تکمیل آن به حسب شرایط ظاهری و باطنی هر چند نهایت تلاش و کوشش را بکنند، مَثَل آن عبادات صحیح وکامل مانند قطعه مسی است که هرگاه کیمیا به آن برسد قدر و قیمت پیدا می کند. پس هرگاه اعمال صالح مومنین به دعای حضرت مقرون شود از جهت قبولی آنها پیش خداوند ، مقام و مرتبه آنها بلند خواهد بود به گونه ای که مومن به خاطر زینت یافتن به آنها و نیز به واسطه  تزکیه و تکمیل شدن نفس او به آنها لایق می شودکه در مقامات عالیه جنان در رضوان و در جوار قرب الهی داخل شود، و و در زمره اولیاء طاهرین بوده و با آنها در مسکن آنها قرار گیرد و به نعمتهای آن ها متنعّم شود.
 اما تأثیر دعای امام نسبت به گناهان مانند آن پادزهری است که به شخص مسمومی می دهند و بواسطه آن زهر  از بین می رود و از هلاکت سالم می ماند، پس همچنین است دوستان، که به جهت دعای امام گناهانشان بخشیده و از هلاکتی که در اثر معاصی است –به آنکه ایمان آنها فاسد و زایل شود- سالم بمانند، چرا که بعضی از گناهان گرچه به ظاهر کوچک دیده می شوند، امام نزد خداوند بزرگند و موجب سلب ایمان و کفر و شرک و ضلالت می شود،
 " خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَة تُطَهِّرهُم و تُزَکّیهِم و صَلِّ عَلَیهِم اِنَّ صَلوتَک سَکَنٌ لَهُم "  یعنی  گرفتن اموال بندگان و دعای ایشان در حق آنها سبب تزکیه و تطهیر آنها می شود، و سبب سکون و آرامش قلوب آنها – از آنچه سبب اضطراب قلب است از شکوک شیطانی و شبهات نفسانی- می شود.
ولکن بسا شود که بنده بواسطه زیادی گناهان یا کوچک شمردن فرائض الهی ؛ قابلیت تأثیر دعای معصوم در حالش از او سلب می شود، چنانچه در این آیه کریمه است:
" اِستَغفَر لَهُم اَو لا تَستَغفِر لَهُم سَبعینَ مَرَّةً فلَن یَغفِرُ الله لَهُم"

عنوان شانزدهم: آنکه از اعظم اقسام نصرت و یاری ایشان دعای در تعجیل فرج آنحضرت می باشد، و اینکه از اعظم شرایط تأثیر دعا در استجابت – به خصوص این دعا – تقوا است، و در فرمایش نبوی هم آمده که:
کافی است از دعا با وصف تقوا، آن مقداری که کافی است از نمک برای طعام.
بنابراین ، بنده به واسطه سعی و کوشش در تحصیل تقوا ، در وقوع این نصرت کامله نیز  سعی می کند ، خصوصاً اگر در هنگام سعی و کوشش در امر تقوا ، متذکر این امر باشد و خصوصاً قصد نصرت نماید.

 ---------------------------------------------------

برگرفته از کتاب "شیوه های یاری قائم آل محمد" – تألیف مهدی فقیه ایمانی